تبليغاتX
بی بی مهتاب

بی بی مهتاب

زندگی، طغیانی ست بر تمام درهای بسته و پاسداران بستگی

 

بدترین اتفاقی که ممکنه برای یه وبلاگ نویس بیافته اینه که نتونه بیاد تو وبلاگش ! اونم به خاطر فیلتر !!!

من شمالم و اینجا وبلاگه من فیلتره ، از صبح دارم دنبال یه فیلتر شکن میگردم ولی دریغ ...

خدا پسرم رو برام حفظ کنه که از تهران برام آدرس فیلتر شکن فرستاد ! خلاصه اینکه ندیدن ریخت وبلاگم خیلی سخت بود برام . امیدوارم که این فیلتر شکنه فیلتر نشه ولی اگرم شد شما ناراحت نباشید از خوندن  نوشته های عالی من محروم نمیشید چون بلاگفا فیلتر نیست

امیدوارم شادی حضور من تداوم دائمی داشته باشه براتون

پیشنهادی در مرود وبلاگ فیلتر شده ندارید ؟!

 

 

+ نوشته شده در  2007/3/15ساعت 14:18  توسط مهتاب  | 

 

باید پر باشی از ترانه ی همدلی تا مثل سارا بنویسی و مثل من بگریی ...

برای همه ی آنانی که قلبی دارند و انصاف و وجدانی :

از آیینه بپرس نام نجات دهنده ات را

 

ای دوست، ای برادر، ای همخون وقتی به ماه رسیدی تاریخ قتل عام گلها را بنویس.

 

+ نوشته شده در  2007/3/14ساعت 0:14  توسط مهتاب  | 

 

دو تن از فعالان حقوق زنان شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده روز 13 اسفند در تجمع مسالمت آمیزی که در مقابل دادگاه انقلاب اسلامی برگزار شد، دستگیر شدند.
ما امضا کنندگان زیر دستگیری غیر قانونی این دو فعال جنبش زنان را محکوم می کنیم و خواهان آزادی بدون قید و شرط آنان هستیم.
آنچه مسلم است ادامه بازداشت آنان نتیجه ای نخواهد داشت جزدلسردی کسانی که در چهارچوب قوانین مصوب جمهوری اسلامی ایران به مبارزات مدنی اعتقاد دارند و از هرگونه درگیری و خشونت روی گردان اند.

..جمع آوری امضا ادامه دارد

سيمين بهبهاني - شيرين عبادي - شهلا اعزازي - فرزانه طاهري - شهلا لاهيجي - بابك احمدي - نسرين ستوده - نرگس محمدی - فریبرز رئیس دانا - كيوان صميمي - منصور اسانلو - مجيد تولايي - مصطفي تنها - عليرضا كرماني - ناصر زرافشان - مازیار سمیعی - آیدین اخوان - محمد علی عمویی - شايا شهوق - بهرنگ شهوق - خديجه مقدم - ژيلا بني يعقوب - نوشين احمدي خراساني - فرناز سيفي  - هما زرافشان - بهاره هدايت - پروين اردلان - رزا قره چولو  - ناهيد توسلي - سهيلا بسكي - باربد گلشيري - آسيه اميني - زهره ارزني - ليلا علي كرمي - منصوره شجاعي - ناهيد كشاورز - سيما افشار - نيره توكلي - مژده دقيقي - سوسن طهماسبي - شهلا انتصاري - گلناز ملك - جلوه جواهري -
زارا امجديان - سارا لقماني - مريم حسين خواه - بهمن احمدي امويي - جواد موسوی خوزستانی - رضا خندان - علي معظمي - نسرين نواب - آزاده ثبوت - گيلدا مجتهدي - مانا طلوعي فر - ركسانا ستايش -
نيلوفر انسان - نيلوفر گلكار - نسرين سياوشي - نگار انسان - زهرا حق دوست - سيامك سياوشي - فرحناز هوشنگي  - منصور حيات غيبي - معصومه ضيا - پريسا كاكايي - ناهيد ميرحاج - تارا نجد احمدي - معصومه لقماني - پرستو دوكوهكي - فرزانه قاسمي - روزبه ميرچرخچيان - بهاره بقايي - طلعت تقي نيا - نيلوفر كشميري - پريسا اسودي - زهرا سعيدزاده - شيرين اكبري - راحله عسگري زاده  ستاره بابكي - سميه فريد - سارا كريميان - ايمان مظفري - شهره موحدي - مريم افشاري - پروانه وحيدمنش - سيمين مرعشي - افرا شكرلو - كاوه مظفري - مهتاب مقيمي - فخري شادفر  - احترام شادفر - نادر حاج محسن - هاله سلحشور - ساقي لقايي - سارا لقايي - اعظم عفتي - نازلي فرخي - مارال فرخي  - نگين فيروزه اي و ....

بقیه امضاها و امضاهای جدید در :

 زنستان / اطلاعیه در محکومیت دستگیری دو تن از فعالان جنبش زنان

 

پ . ن : چند تا از دوستان پیغام دادن که وبلاگم فیلتر شده ولی خودم که مثل هلو میام و میرم  فیلتریا دستاشونو بگیرن بالا ! ببینیم اگه صحت داره و اوضاع خرابه یه فکر دیگه کنیم واسه وبلاگ درپیتمون

پس از ارسال : خب خبرهای رسیده حاکی از اینه که تو مشهد و بجنورد و ارومیه و سنندج فیلتر شدیم ! کسی پیشنهادی جز نقل مکان داره ؟!


 

 

+ نوشته شده در  2007/3/12ساعت 23:56  توسط مهتاب  | 

 

از تو می پرسم ، ای اهورا

می توان در جهان جاودان زیست ؟

( می رسد پاسخ از آسمانها ) :

- هر که را نام نیکو بماند ، جاودانی ست !

 

از تو می پرسم ، ای اهورا

تا بدست آورم نام نیکو

بهترین کار در این جهان چیست ؟

( می رسد پاسخ از آسمانها ) :

- دل به فرمان یزدان سپردن

مشعل پر فروغ خرد را

سوی جان های تاریک بردن

 

از تو می پرسم ، ای اهورا

چیست سرمایه ی رستگاری

( می رسد پاسخ از آسمانها ) :

- دل به مهر پدر آشنا کن

دین خود را به مادر ادا کن !

 

ای پدر ، ای گرانمایه مادر

جان فداس صای شما باد

با شما از سر و  زر چه گویم

هستی من فدای شما باد !

با شما صحبت از " من " خطا رفت

من که باشم ؟ بقای شما باد !

***

ای اهورا

من که امروز ، در باغ گیتی

چون درختی همه برگ و بارم

رنج های گران پدر را

با کدامین زبان پاس دارم

سر به پای پدر می گذارم

جان به راه پدر می سپارم

 

یاد جان سوختن های مادر

لحظه ای از وجودم جدا نیست

پیش پایش چه ریزم ؟ که جان را

قدر یک موی مادر بها نیست

او خدا نیست ، اما وفایش

کمتر از لطف و مهر خدا نیست ...

 

فریدون مشیری / از دریچه ی ماه

 

+ ناتوان از نقش زدن محبتم به پدر و مادرم در لباس کلمه ! ولی کلمات هرچند نا رسا بهترین وسیله برای ابرازند . نمی گویم چقدر عزیزند که می دانند ولی می گویم چقدر ممنونشانم برای حمایت همیشگیشان از من برای رسیدن به انچه که برایم مهم بود ، ممنونشانم برای عشقی که به من آموختند و ممنونشانم که کودکیم را به کتاب پیوند زدند .

+ عطش خواندن از ۴ سالگی با من است و اولین بار خواهرم ( خاطره ) برای فرو نشاندن این عطش خواندن را به من آموخت لیکن این عطش پایانی ندارد .

+ مادرم در خانه است . پدرم در خانه است هر دو سلامتند و من خوشبختم ...

 

+ نوشته شده در  2007/3/12ساعت 0:1  توسط مهتاب  | 

 

عجب دنیاییه ! از هرجاش وصله میزنی از یه جا دیگه سوراخه !

با سیصد چی کار کنیم ؟!

لوگوماهی یه بمب گوگلی ترتیب داده تا دخل ۳۰۰ رو بیاریم . همکاری کنید لطفن

 

به نقل از سایت عصیان :

داستان فيلم، جنگ ایران و یونان در میدان جنگ ترموپیل (گردنه معروفی در یونان، بین کوه اویته و خلیج مالیک) است. جایی که پادشاه اسپارتی یعنی لئونیداس ارتش 300 نفری خود را علیه ارتش عظیم ایرانیان تجهیز کرد تا مقابل سپاه خشایارشا ایستادگی کنند اما گوژپشتی دروازه‌های شهر را به روی لشگر ایران باز می‌کند بنابر روايت هرودوت از تاريخ، این 300 اسپارتی توانستند جلوی لشگر عظیم خشایارشا به مدت 3 روز مقاومت کنند اما در نهايت شکست خوردند. بنا بر اين روايات همین دفاع سه روزه باعث اتحاد یونانیان علیه ایرانیان و همین آغازی شد برای دموکراسی یونان و در نهايت شکست خشاريارشا در نبردهای بعدی. [...] گذشته از نکات تاريخی آزاردهنده‌ترين قسمت‌های 300، تصوير ايرانيان است. در اين فيلم سپاه ايران افرادی هستند مشابه وحشی‌ها و موجودات نفرت‌انگيز ارباب حقه‌ها يعنی «اورک‌ها». کسانی که جز کشتن نمی‌دانند و از نظر مغزی هم موجوداتی هستند در رديف غول‌های ابله داستان‌های هری پاتر که البته در برابر 300 نفر يونانی خوش‌تيپ و فداکار زمين‌گير می‌شوند.


 

+ نوشته شده در  2007/3/10ساعت 23:54  توسط مهتاب  | 

 

صبح شد و  پنج شنبه ای که منتظرش بودم رسید ، از وقتی بیدار شدم اینور و اونور بودم که کاری نیمه تموم نمونه . می خواستم با خیال راحت برم تجمع بدون نگرانی برای خورده ریز ها ، نزدیک ظهر دیگه همه ی کارها انجام شده بود ، جاهایی که باید میرفتم رفته بودم ، نهار آماده بود ، هستی حتا یه تیکه لباس کثیف نداشت ، خونه مرتب و ... . خواهرم اومد خونه ی ما . هستی رو که نمیشد تنها بذارم . مادرم طفلک بدحال بود و رفته بود دکتر . مقنعه ام رو برداشتم که اتو کنم که تلفن زنگ زد . شهلا بود ، قرار بود با هم بریم . برنامه رو فیکس کردیم و قطع کردم . به خواهرم گفتم " شاید تلفن دستیم رو ببرم که مامان اومد برام زنگ بزنه ببینم دکتر چی گفت " و دوباره مقنعه ام رو برداشتم به سمت اتو رفتم و دوباره تلفن زنگ زد . گوشی رو برداشتم و ...

نمی دونم چه طور به شهلا خبر دادم که نمیام و نمی دونم چه طور خودم رو به مادرم رسوندم ولی می دونم به سمیه اس ام اس زدم که میرم بیمارستان منتظرم نباشید ...

نمی دونم تنم میلرزید وقتی کارهای پذیرش مادرم رو برای بستری شدن تو بیمارستان انجام میدادم یا دلم ...

نمی دونم چه طور ساعت نزدیک ۵ شد ولی شد و اون تازه وقتی بود که یادم افتاد دوستانم کجا هستند ، جز زینب تلفن همه خاموش بود ، زینب هم به تجمع نرفته بود و اطلاع دقیقی از اتفاقات جلوی مجلس نداشت . به هر حال ۵ شنبه و جمعه در بیمارستان گذشت و فردا و پس فرداهم ...

از دوستانم بی خبرم چون در طول روز درگیرتر از اون بودم که از کسی سراغی بگیرم و شب هم اوصولن دیرتر از وقت خواب دوستان فراغت پیدا می کردم . به نظر میاد بچه ها هم گرفتار تر از اونن که بفهمن یکیشون کمه . بنابراین تمام خبرهایی که از ۵ شنبه دارم همان چیزهایی ست که شماها نوشته یا خونده اید .

 

 

هستیا با من آن کن که می خواهی ولی مادرم را سلامت به من بازگردان ...

 

+ نوشته شده در  2007/3/10ساعت 0:12  توسط مهتاب  | 

 

بهترين اتفاقي كه تو اين چند روز افتاد چند كلمه حرفي بود كه امروز پشت تلفن با سارا زدم . انگار شنيدن صداش بهم انرژي تزريق كرد . دلم براش تنگ شده بود . براي سارا ... ساراي عزيز من ...

 

ولي خوشي بي دوامي بود وقتي خبر انفرادي بودن جلوه رو خوندم ... علاوه بر جلوه جواهري ، ژيلا بني يعقوب ،شادي صدر، محبوبه عباس قلي زاده و شهلا انتصاري هم تو انفرادين .

الان پروين رنجور بيمار چي ميكشه ؟ زارا تو بند عمومي چي كار مي كنه ؟ جلوه تو انفرادي چه جوري ميخنده ؟

دارم ديوونه ميشم ....

فردا - ۲ الي ۳ بعد از ظهر - جلوي در اصلي مجلس

 

+ نوشته شده در  2007/3/8ساعت 1:39  توسط مهتاب  | 

 

فراخوان تجمع روز جهاني زن

روز جهاني زن را در زماني گرامي مي داريم كه هنوز سايه قوانين تبعيض آميز بر سر زنان ميهنمان سنگيني مي كند،سياستهاي جداسازي و سهميه بندي جنسيتي با شدت هرچه تمام تر اعمال مي شود،جنگ طلبان با كوبيدن طبل جنگ آرامش و امنيت را از مردم سلب مي كند،حقوق بشر به طور مستمر نقض مي شود،زنان،كودكان و ساير قربانيان خشونت و بي عدالتي،پناهي نمي يابند و آسيبهاي اجتماعي و فقر هرچه بيشتر چهره اي زنانه به خود مي گيرد.در اين شرايط،زنان با تلاشهاي خستگي ناپذير در مسير احقاق حقوق انساني،شهروندي و جنسيتي همچنان پاي مي فشارند.

ما با تاكيد بر خواسته هاي دمكراتيك و مسالمت جويانه خود،از همه زنان و مردان آزادانديش دعوت مي كنيم براي تجديد ميثاق و ابراز همبستگي تا رفع هرگونه تبعيض و نابرابري و بي عدالتي عليه زنان،به تجمع ما كه در روز 8مارس،17اسفند85از ساعت2تا3بعدازظهر در مقابل در اصلي مجلس برگزار خواهد شد، بپيوندند.

 

 

دوستان عزیزم ما رو در رسوندن این خبر به همه ی آزدگان یاری کنید .


 پ. ن۱ : حال جسمی پروین اردلان، فاطمه گوارایی و مهناز محمدی  رو به وخامت گذاشته و مسئولین زندان از آوردن دکتر بالای سرشون سر باز زدند .

پ. ن۲ : تجمع جنبش زنان فردا جلوی مجلس به هیچ عنوان همراه با شعار و سر و صدا و حجاب برداشتن نیست . ما صرفن برای اعتراض به دستگیرهای اخیر و تغییر قوانین تبعیض آمیزی که به صراحت در بیانیه ی کمپین ذکر شدند تجمع می کنیم و لاغیر . یک تجمع ارام و مسالمت آمیز و قانونی !

 

+ نوشته شده در  2007/3/7ساعت 0:15  توسط مهتاب  | 

 

۵ شنبه ۱۷ اسفند  - ساعت ۱۴ الی ۱۵ ( ۲ الی ۳ ) - جلوی مجلس - جشن روز جهانی زن

 

از همه ی دوستانم در سراسر ایران و دنیا می خوام که این خبر رو تو وبلاگها و سایتهاشون بذارن .

هرکیم که می تونه بیاد من ازش می خوام که بیاد . بیاید که در کنار هم به این بازداشت ها غیر عادلانه اعتراض کنیم و روز جهانی زن رو جشن بیگیریم .

منتظر تمام زنان و مردان آزاد اندیش هستیم ...

 

پ . ن : بنا بر آخرین اخبار رسیده نوشین احمدی خراسانی، درتماس تلفنی که با همسرش داشته است اعلام کرده است که از امروز ظهر بنا بر تصمیمی دسته جمعی همه سی و سه زن بازداشت شده اعتصاب غذا را شروع کردند.
احمدی خراسانی به همسرش، جواد موسوی خوزستانی گفته است که این تصمیم گروهی را به این دلیل اخذ کرده اند که مسولان قول مساعد داده بودند که امروز همه دستگیر شدگان جوان را آزاد کنند و چون این اقدام صورت نگرفته است، در اعتراض اعتصاب غذا را آغاز کرده اند.

پ . ن ۲ : جدن لازمه از فرناز عزیز تشکر کنیم . چون واقعن و به حق مسئولیت پوشش خبری رو به بهترین وجه ممکن انجام داده . فرناز عزیز خسته نباشی .

پ . ن ۳: دوستانی که سایت زنستان رو فیلتر شده دارند می تونند از این آدرس استفاده کنند  http://zanestaan.blogspot.com/

 پ .ن ۴ : ۸ نفر ازاد شدند . شهلا انتصاری در انفرادیست و  اسامی آزادشدگان به این شرح است: پرستو دوکوهکی، سارا لقایی، ساقی لقایی، نیلوفر گلکار، پرستو سرمدی، ناهید انتصاری، فریده انتصاری و سارا ایمانیان.

 

+ نوشته شده در  2007/3/6ساعت 20:17  توسط مهتاب  | 

 

در کمپين رهايي فعالان جنبش زنان از زندان شركت كنيد

 

13 اسفند 1385– سي و هشت تن از فعالان جنبش زنان امروز در پي برگزاري تجمعي مسالمت آميز در مقابل دادگاه انقلاب در تهران دستگير شدند. اين تجمع در اعتراض به دستگيري و محاکمه تني چند از اعضاي جنبش زنان برگزار شد.
 
تجمع کنندگان پلاکاردهايي را ،براي اعلام همبستگي با 5 تن از اعضاي جنبش زنان که به دليل شرکت در تجمع مسالمت آميز خرداد ماه گذشته جهت محاکمه به دادگاه احضار شدند، با خود حمل ميکردند که روي آن نوشته شده بود: " طبق اصل 27 قانون اساسي تجمع مسالمت آميز قانوني استما هم در تجمع مسالمت آميز 22 خرداد شرکت داشتيم".
 
سازمان دهندگان دو کمپين "قانون بي سنگسار" و " يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز"  در بين دستگير شدگان امروز در برابر دادگاه انقلاب هستند.
 
شما ميتوانيد براي کمک به آزادي فعالان جنبش زنان در ايران با انجام اقدامات زير ما را همراهي کنيد:
 
-         با امضا کردن پتيشن آن لاين در سايت ميدان:
http://meydaan.org/petition.aspx?cid=52&pid=11
 
با هر امضاي شما نسخه اي ازپتيشن به دفتر محمود هاشمي شاهرودي، رييس قوه قضاييه و غلامعلي حداد عادل، رييس مجلس شوراي اسلامي فرستاده ميشود.
 
-         با اطلاع رساني:
 
لطفا به  دوستانتان اطلاع دهيد و از آنها  بخواهيد که از کمپين براي آزادي فعالان جنبش زنان در ايران حمايت کنند.
 
-         با نوشتن و فرستادن نامه:
 
شما ميتوانيد مستقيما به مقامات ايراني، از جمله محمود هاشمي شاهرودي رييس قوه قضاييه و غلامعلي حداد عادل رييس مجلس شوراي اسلامي نامه بنويسيد.
 
در نظر داشته باشيد که بهتر است در کنار فرستادن فکس و يا اي ميل به ايران، نامه خود را به سفارتخانه ها و نمايندگي هاي جمهوري اسلامي ايران در کشورتان نيز ارسال کنيد.
 
آدرس نمايندگي ها و سفارتخانه ها را ميتوانيد در سايت زير پيدا کنيد:
 
http://www.salamiran.org/content/index.php?option=com_content&task=view&id=220&Itemid=324


از سايت ميدان

 پ. ن : پوشش خبري - آذرستان

+ نوشته شده در  2007/3/6ساعت 10:51  توسط مهتاب  | 

 

 

روز سه شنبه، پانزدهم اسفند ماه، تریبون آزادی در اعتراض به دستگیری غیر قانونی سی و سه نفر از فعالان جنبش زنان برگزار می شود.

این تریبون آزاد را کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت سازمان داده است و تریبون از ساعت دوازده تا دو بعدازظهر برگزار می شود. محل برگزاری این تریبون آزاد نیز دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران است.

 

 

 

پ . ن : خواب و من بیگانه شده ایم . چگونه بخوابم ؟ جلوه در چه حالیست ؟ زارا چه حالی دارد ؟ سارا ، سارای عزیز من در بازداشتگاه چه می کند ؟

نه ! خوابيدن كار من نيست ، در فكر فردايم . ساعت 12 و تجمع بعدي ... آيا نتيجه مي دهد ؟

مي دهد ، مي دهد ، مي دهد !

من اگر برخيزم ، تو اگر برخيزي ، همه برمي خيزند ...

 

+ نوشته شده در  2007/3/6ساعت 2:31  توسط مهتاب  | 

 

دوستان من ، همراهان فكريه من امشب را در اوين چگونه خواهند گذراند ؟...

زنان در بند

با تشكر از سايت كسوف و زنستان 

 

 

+ نوشته شده در  2007/3/5ساعت 0:26  توسط مهتاب  | 

 

۱) از تمام کسانی که تولدم رو تبریک گفتند ممنونم ولی چه تولدی وقتی تمام روز در دلشوره ی سرنوشت ۳۳ زنی به سر میبری که تو بازداشتگاه وزا هستند ؟! این بالا و پایین رفتنها جلوی بازداشتگاه ادامه داشت تا بچه ها رو به بند ۲۰۹ اوین منتقل کردند ...

۲) حتمن تا حالا همتون با خبر شدید که تجمع امروز به خشونت کشیده شد و بچه ها بازداشت شدند . فعلن فقط از شکستن دندونهای ناهید جعفری خبر داریم اینکه سر بقیه چه بلایی اوردن خدا می دونه ...

۳) تو کامنتهای پست قبلی یه بی شعور هم کامنت گذاشته بود متاسفانه من نبودم که پاکش کنم حالا هم دلم نمی خواد پاکش کنم چون از بچه ها رجانیوز بیشتر از این انتظار ندارم . میذارم بمونه که همه بخونن و با ذکر این مطلب که می دونم کیه

۴) فردا ۹ صبح تحصن داریم جلوی اوین لطفن ما رو تنها نگذارید .

 

+ نوشته شده در  2007/3/4ساعت 21:17  توسط مهتاب  | 

 

 

بيانيه درباره فشارهاي غيرقانوني به فعالان جنبش زنان در آستانه روز جهاني زن: ما چشم به آينده دوخته ايم

 

فردا - ۸:۳۰ صبح . جلوی دادگاه انقلاب

 

پ . ن : بر بروجردی چه میرود ...

پ .ن۲ : خود تحویل گیری از نوع اعلا ! تولدم مبارک !!!

دختر ماه اسفند ، پري اشك و لبخند
آيينه ي پرستش ، قداست يه سوگند

نقاشي قشنگه ، دستاي آفرينش
واي كه چه چيزي چيده ! دستاي خوشه چينش

تو باغ سبز چشمات ، شعله جوونه كرده
خورشيد تن طلايي ، پيش تو سيب زرده

آدمكاي برفي ، مي ترسن از نگاهت
ستاره ها مي سوزن ، تو چشماي سياهت

تو اومدي و بازم ، جاده تو رُ قدم زد
لالايي قدمهات ، خواب گل بهم زد

 

+ نوشته شده در  2007/3/3ساعت 23:16  توسط مهتاب  | 

 

ديده بان حقوق بشر از قوه قضائيه ايران خواسته است تا سريعا تعقيب کيفری شماری از فعالان حقوق زنان در اين کشور را که به گفته اين گروه از حق قانونی خود برای تجمع صلح آميز استفاده کرده بودند، متوقف کند.

 

22 خرداد 85

پليس تهران با به کار گيری مأموران زن تظاهرکنندگان را

متفرق کرد و مورد ضرب و شتم قرار داد و شمار زيادی از

 آنان را بازداشت کرد

اين گروه مدافع حقوق بشر که مقر آن در آمريکاست، خبر داده است که قوه قضائيه ايران روز يکشنبه، چهار مارس، محاکمه پنج تن از اين زنان را با اين اتهام که "با شرکت در تجمعی غيرقانونی عليه امنيت ملی اقدام کرده اند" برگزار خواهد کرد.

شماری از زنان مدافع حقوق زنان برای اعتراض به قوانين تبعيض آميز در ايران، دوازدهم ژوئن (22 خرداد) سال گذشته در ميدان هفت تير تهران تجمع کردند که با مداخله پليس به هم خورد و همچنين آنها مورد ضرب و شتم مأموران پليس زن قرار گرفتند.

نوشين احمدی خراسانی، پروين اردلان، سوسن طهماسبی، شهلا انتصاری و فريبا داوودی مهاجر، فعالان دستگير شده هستند که به خاطر برخورد پليس با اين تجمع از نيروی انتظامی به مراجع قضائی شکايت کرده اند.

نيروی انتظامی و مراجع قضائی ايران علت مداخله پليس و جلوگيری از ادامه تجمع را بدون مجوز برگزار شدن آن اعلام کرده اند اما شيرين عبادی که وکالت شکايت کنندگان را به عهده گرفته، برخورد با تجمع کنندگان را غيرقانونی می داند.

ديده بان حقوق بشر روز سه شنبه در اطلاعيه خود همچنين گفت دست کم چهار فعال زنان ديگر، عاليه اقدامدوست، بهاره هدايت، دلارام علی و آزاده فرقانی نيز از سوی قوه قضائيه ايران به "اقدام عليه امنيت ملی" متهم شده اند اما تاريخ دادگاه آنها هنوز اعلام نشده است.

وزير دادگستری ايران شمار افرادی را که در تجمع ميدان هفت تير بازداشت شدند بيش از شصت نفر اعلام کرده بود که ظاهرا 42 تن از آنان زن بوده اند.

برخورد با خواستاران اصلاح قوانين

سارا لی ويتستون، مدير اداره خاورميانه و شمال آفريقای اين گروه بين المللی مدافع حقوق بشر می گويد: ايران، زنان را به خاطر اعتراض صلح آميز آنها به قوانين تبعيض آميز تحت پيگرد کيفری قرار می دهد و اين برخورد، قوانين ايران و قوانين بين المللی را نقض می کند.

اطلاعيه ديده بان حقوق بشر در ادامه با اشاره به برخورد پليس با تجمع کنندگان در خردادماه سال گذشته آورده که "پليس با باتون تظاهرکنندگان را کتک زده و برای پراکنده کردن آنها از گاز فلفل استفاده کرده و پس از علامت گذاری آنها با اسپری رنگ، 70 تن را بازداشت کرده است. از آن زمان تاکنون همه بازداشت شدگان آزاد شده اند."

اين گروه بين المللی مدافع حقوق بشر با اشاره به ماده بيست اعلاميه حقوق بشر می گويد همه اين حق را دارند که تجمع صلح آميز برپا کنند. همچنين بنابه ماده 21 کنوانسيون جهانی حقوق سياسی و مدنی، که ايران از جمله امضاءکنندگان آن است، "هيچ محدوديتی نبايد در مورد اين حق اعمال شود مگر در هماهنگی با قوانينی که برای منافع امنيت ملی يا ايمنی و نظم عمومی، حفاظت از بهداشت يا اخلاقيات عمومی يا حفاظت از حقوق و آزادی ديگران در يک جامعه دموکراتيک ضروری است."

بخشی از اطلاعيه ديده بان حقوق بشر به قانون اساسی ايران نيز پرداخته و آورده اصل 27، تشكيل اجتماعات و راه‏پيمايی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن كه مخل به مبانی اسلام نباشد را آزاد می داند.

ديده بان حقوق بشر می گويد شيرين عبادی در گفتگو با اين گروه گفته که در تجمع سال گذشته تمام اين شروط رعايت شده بود و قوه قضائيه بهانه قانونی برای پيگرد کيفری اين گروه از فعالان زنان ندارد.

اين گروه همچنين رای قوه قضائيه ايران به تبرئه ژيلا بنی يعقوب، از جمله بازداشت شدگان در تجمع 22 خردادماه که به "اقدام عليه امنيت ملی" متهم شده بود، را ستوده و گفته اميدوار است قوه قضائيه با ديگر فعالان نيز به همين ترتيب برخورد کند.

ديده بان حقوق بشر در پايان به تلاش گروهی از فعالان حقوق زنان که با هدف تغيير قوانين تبعيض آميز ايران اقدام به جمع آوری يک ميليون امضاء کرده اند، می پردازد و می گويد که دولت ايران در ادامه برخورد با خواستاران اصلاح قوانين اين کشور، سايت اينترنتی اين حرکت جمعی را مسدود کرده است.

سارا لی ويتستون می گويد: "دولت ايران با برخورد با مدافعان حقوق زنان نشان می دهد که اقدامات مدنی را تاب نمی آورد. مقامات ايران بايد به مدافعان حقوق زنان در ايران گوش کنند و به جای محکوم کردن آنها و ترغيب نظام تبعيض آميز، با آنها برای اصلاح قوانين تبعيض آميز همکاری کنند."

به نقل از بي بي سي

 

+ نوشته شده در  2007/3/3ساعت 2:34  توسط مهتاب  | 

 

چرا حالا که من دارم میمیرم.....؟ /فروزنده طلوعی

پنج شنبه 10 اسفند 1385  چرا حالا ؟


برای کاری به یکی از بیمارستانهای اصفهان سر زده بودم . دیدم فرصت مناسبی برای جمع کردن امضا هم هست . دفترچه ( که البته من معمولا کپی می کنم و به دیگران میدم) رو با یک فرم از کیفم بیرون اوردم وشروع کردم به صحبت در مورد کمپین و تبعیضاتی که در قانون درباره زنان اعمال می شه . با افرادی که دور و برم بودند .در حال گفتگو بودم که پیرزنی حدود 80 ساله که معلوم بود توی زندگیش خیلی سختی دیده و حالا هم جزو خدمه بیمارستان بود به طرفم اومد و با کنجکاوی شروع کرد به سوال کردن .

بعد از اینکه توضیحات من رو شنید گفت : خدایا ..... چرا حالا. حالا که من دارم میمیرم.....؟ بعد اینطور ادامه دادکه": حکایت من هم مثل حکایت مادرمه . مادرم وقتی می مرد در حالی که نیمچه اشکی از چشمهاش می ریخت گفت:" خدایا الان که من دارم می میرم یخچال اومده". من هم بعد از کلی سختی کشیدندر زندگیم باید الان که دارم می میرم شاهد این باشم که چنین کاری شروع شده و وضعیت زنها داره تغییر میکنه . چه فایده من که دیگه نیستم که ببینم ."

من که خیلی تحت تاثیر گفته های پیرزن قرار گرفته بودم مشتاق شدم که بیشتر در باره زندگیش بدونم. بعد فهمیدم که در سن کم به اصرار خواهرش اون رو به مردی که خیلی ازاو بزرگتر بوده به اجبار شوهر میدهند . مردی که هیچوقت نتونسته دوستش داشته باشه .میگفت حالا هم که مرده وقتی به یاد آزار و اذیتهاش می افتم ازش متنفر می شم.پیرزن توی این سالها مدام با کار توی این خونه و اون خونه خودش و بچه هاش رو اداره می کرده . ..... بعد پیرزن که سواد نداشت با اصرار می گفت : بگید من باید چی کار کنم .اگه لازم باشه انگشت می زنم . بگید کجا رو باید انگشت بزنم. اما من که فرم امضاهام دیگه جای خالی نداشت . نتونستم ازش حتی اثر انگشت بگیرم . قرار شد دوباره بهش سر بزنم وبا یک فرم سفید اینبار او اولین کسی باشه که اثر انگشتش روی فرم حک میشه.....

 

تغيير براي برابري / كوچه به كوچه

 

+ نوشته شده در  2007/3/1ساعت 23:24  توسط مهتاب  | 

 

 

قالب وبلاگ رو تغییر دادم . دست امیر گل درد نکنه

 

+ نوشته شده در  2007/3/1ساعت 1:19  توسط مهتاب  | 

 

کسی دارم هنوز

 

با تمام بی کسی هایم  ، کسی دارم هنوز

چشم مشتاق و دل دلواپسی دارم هنوز

 از تپیدن های تکراری ، دلم خون است و باز

دم به دم ، تشویش روز افزون بسی دارم هنوز

 گر چه عمری تکیه کردم بر درخت های حقیر

پشت جنگلها نهال نو رسی دارم هنوز

 بر دل دریایی ام بنگر نه در بار گناه

بر کف این موج اگر خار و خسی دارم هنوز

 با شکیبایی غریبا اشتیاقت روز و شب

ای دل غمگین که می دانم کسی دارم هنوز

 کسی دارم هنوز کسی دارم هنوز کسی دارم هنوز

ای دل غمگین که می دانم کسی دارم هنوز ...

 

پ . ن : خدا جون می دونی خیلی دوستت دارم ؟

 

 اصلاحیه : از پستی که ساعت یکو خورده ای بعد از نیمه شب زده شده چرا انتظار دارید غلط املایی نداشته باشه ؟!

 

+ نوشته شده در  2007/2/27ساعت 1:14  توسط مهتاب  | 

+ نوشته شده در  2007/2/25ساعت 16:36  توسط مهتاب  | 

 

زنان کردستان راه سخت را هموار کرده اند که کمپین را در آغوش مادرانه خود پرورش دهند . زنانی با قلبهای بزرگ که تا کنون هر آنچه در توان داشته اند برای زن رنج کشیده کرد در طبق نهاده اند . آنچه از زنان مریوان ، سنندج و ... می گویند آتشیست که به جان کردستان افتاده : آتش خود سوزی !

زنان رنج دیده ای که از بی کسی به شعله های آتش پناهنده می شوند ، قانون در کجای زندگی این زنان آتشین است ؟ چه نقشی دارد ؟ کجا حامیاشان شده ؟ چرا زن کشور من به جای پناه بردن به قانون به آتش پناهنده می شود ؟ و اگر بخواهد به قانون پناه ببرد دست به دامن کدام قانون شود ؟ قانونی که او را به جرم زن بودن جنس دوم میداند ...

هر ۲ ماه ۳ خودسوزی منجر به مرگ ...

زنان کرد ایران علاوه بر زندگی با قوانین تبعیض آمیزِ قانون خانواده و قانون مدنی کشور درگیر قوانین عرف منطقه ی خود نیز هستند . اصطلاحاتی که من تا به حال نشنیدم : زن به زن ، قسم به طلاق ... که هر کدام دنیای ظلمیست که به زن کرد و زندگی او میرود ...

جلسات کارگاهی شهرستانی بزرگترین منبع آگاهی کمپین هستند . آگاهی از درد زنان بطن جامعه ، هر شهرستان دردی مختص به خود دارد ، زن آذری ، زن کرد ، زن گیل ، زن جنوبی ... هر کدام به نوعی اسیر قوانین و عرف منطقه ی زندگی خود هستند و اکنون کمپین در حرکتی همگانی - زن ایرانی دست در دست زن ایرانی - از هرکجای ایران برای تغییر این قوانین تلاش می کند . جمله م رو تصحیح می کنم . این حرکت همگانی توسط زنان ایرانی نیست توسط ایرانیان است ، مرد و زن هم ندارد !

 

+ نوشته شده در  2007/2/22ساعت 23:8  توسط مهتاب  | 

 

 

با یک اقدام جمعی سد فیلتر را بشکنیم

 

پیرو اقدامات بالا وبلاگ دیگر من با مطالب جدید سایت کمپین به روز شد .

http://wechange1.blogfa.com/

 

+ نوشته شده در  2007/2/21ساعت 13:33  توسط مهتاب  | 

 

دنيا را بد ساخته‌اند! کسي را که دوست داري، تورا دوست نمي‌دارد. کسي که تورا دوست دارد، تو دوست‌ا‌‌ش نمي‌داري اما کسي که تو دوست‌اش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي‌رسند و اين رنج است. زندگي يعني همین.

"دکتر شريعتي"

 

شبگرد

 

 

+ نوشته شده در  2007/2/20ساعت 2:19  توسط مهتاب  |