تبليغاتX
بی بی مهتاب

بی بی مهتاب

زندگی، طغیانی ست بر تمام درهای بسته و پاسداران بستگی

 

 

  قربون برم خدا رو             دنیا چقدر کوچیکه

مرز دیروز و امروز              قد یه مو باریکه

چه خنده داره حالت           دلم برات میسوزه

برگشتی که چی بشه       فکر کردی که دیروزه

اون روزی که میرفتی        اشکام چه ریزه ریزه

ببین حالا چه جوری           اشکات داره میریزه

بی تفاوت میرفتی             پیش تو می شکستم

حالا تو می شکنیو            بی تفاوت نشستم

اون روزی که روزت بود     روزامو بد گرفتی

حرفات تو گوش من موند   یادت میاد چی گفتی؟

 صدای تقو توقه               استوخونام شنیدی

اما با طعنه گفتی            شتر دیدی ندیدی

 یادت میاد میگفتی          هر چی که بود بازی بود

طفلی دلم که حتی        به بازیم راضی بود

 یادت میاد میگفتی          پیر شدی و بریدی

حالا من اینو میگم          که خیلی دیر رسیدی

من از تو یاد گرفتم         ساده گذشتنا رو

یا آخرین کلامو               نامه نوشتنا رو

من از تو یاد گرفتم         برم به یک بهانه

اونم بشه سکانسه       آخر عاشقانه

 

حالا برو از اینجا          برو هر جا تونستی

دور شدی از خیالم     تو خودت اینو خواستی

یه روز بهم میگفتی    عشقم خیال و رویاست

نوبتی هم که باشه    این دفعه نوبت ماست

+ نوشته شده در  2006/10/22ساعت 13:22  توسط مهتاب  | 

 

 

تصور کنيد که شما همين ديروز متولد شده ايد و نامتان هم "گول خور" است. در اين قسمت نکاتي است تا اگر کسي در حال دروغ گفتن به شما بود، بتوانيد خيلي سريع آنرا تشخيص دهيد:

 1- چشم ها: چشم طرف مقابل را بخوانيد. اگر آنها بي قرار بود و مردمک چشم بيش از اندازه گشاد شده بود، نشانه از دوغگويي است. اگر تمام مدت پايي را نگاه مي کرد و يا چشمش به اين طرف و آنطرف بود و هيچ گاه مستقيماً به چشم هاي شما خيره نمي شد، بدانيد که که حرف هايش کذب محض است.

 2- اگر جلوي دهان و يا قسمت هاي ديگر صورتش را مي گرفت.

 3- پيشينيان اعتقاد داشتند که هر گاه کسي بيني خود را بخاراند، در حال دروغ گفتن است. من خرافاتي نيستم اما يک انسان راستگو هيچ گاه زمان پاسخ به پرسش ها بيني خود را نمي گيرد، فين فين نمي کند و آنرا نمي خاراند.

 4- اگر به اين طرف و آن طرف حرکت مي کرد تا به نحوي در تمرکز شما نسبت به موضوع مورد بحث اختلال ايجاد کند.

 5- من من کردن و بعد درست کردن کلمات (شايد اين اتفاق براي خودتان هم پيش آمده باشد. در چنين شرايطي اصلاً لازم نيست که بر گرديد و کلمات غلط تلفظ شده را مجدداً تکرار کنيد)

 6- اگر تنها اشاره مختصري به جزئيات قضيه مي شود و همان حرف ها را براي متقاعد کردن خودش چندين بار تکرار مي کند. او خيلي مشکوک به نظر مي رسد، درست مثل يک وکيل در زمان دفاع از متهم.

 7- داستان او پيچيده و تا حدي تحريف شده است و باعث گيج شدن مي شود.

 8- دائما در حال تغيير دادن موضوع مورد بحثي است، پرسش هاي انحرافي مي پرسد و به سوالات شما را نيز پاسخ نمي دهد.

 9- هميشه در زمان جواب دادن به سوالات از جمله "آيا تو به من اعتماد نداري؟" استفاده مي کند.

 10- سوالاتي را که به نفعشان نيست، نمي شنوند. چي؟ آيا در عرض 10 ثانيه راه گوششان مصدود مي شود؟

 11- آنها زماني که از شما خواهش مي کنند تا سوال خود را مجدداً تکرار کنيد، زماني پيدا مي کنند تا به گفته هاي کذبشان شاخ و برگ دهند.

12- جزئيات پس از چند روز از اين رو به آن رو مي شود (دوباره اگر يک چنين اتفاقي براي خود شما افتاده باشد، حتماً به ياد مي آوريد که جزئيات را بارها و بارها عوض کرديد) چند سال بعد در مورد همان داستان از او سوال کنيد، آنگاه با تلي از دروغ هاي مختلف روبرو خواهيد شد.

+ نوشته شده در  2006/10/21ساعت 15:1  توسط مهتاب  | 

 

 

من مریم دوباره از مریم مینویسم

از زنی که یا پیغمبر خدا پا به پای او گناه کرد یا او بی گناه بود.

من مریم دوباره از مریم مجدلیه مینویسم

از اسطوره ای که مریم را ساخت

از زنی که پیامبر عشق رسالت خویش را با عشق او آغاز کرد

اما چه کم لطفند فرزندان آدم

چه کم لطفند که فقط او را به صلیب کشیده میدانند و هر سال مرا سنگسار می کنند

من هم پا به پای او جنگیدم

پا به پای او عشق ورزیدم

پا به پای او به صلیب کشیده شدم

اما حالا از هزارتوی تاریخ سر برآورده ام که فریاد بزنم من هم هستم    من هم بودم  من هم دیدم  من هم رنج کشیدم 

من هم آنروز آن صلیب را دیدم

من هم آن روز اشک ریختم

من هم آن روز قلبم را به در سینه عیسی به صلیب کشیدم

و از آنجا که میدانم خدا بر خلاف فرزندان آدم عادل است

شاید روحم هنوز با او باشد

من آرامم اما دخترانم هنوز رنج می کشند و من ارمغان آرامش را بر دوش دارم

 ...

 

 

برگرفته از سایت دختران حوا

+ نوشته شده در  2006/10/4ساعت 13:53  توسط مهتاب  |